امام صادق عليه السلام راه ميان مکه و مدينه را طی می کرد. مصادف، غلام معروف امام نيز همراه امام بود.دربين راه چشمشان به مردی افتاد که خود را روی تنه ی درختی انداخته بود. وضع عادی نبود. امام یه مصادف فرمود:
به طرف اين مرد برويم، نکند تشنه باشد و از تشنگی بی حال شده باشد.
نزديک رسيدند. امام از او پرسيد:
تشنه هستی؟
- بله
مصادف به دستور امام از اسب پايين آمد و به آن مرد آب داد. امّا از قيافه ولباس و هييت آن مرد معلوم بود که مسلمان نيست،مسيحی است. پس از آن که امام مصادف از آنجا دور شدند،مصادف مسأله ای از امام سوال کرد و آن اين که آيا صدقه دادن به نصرانی جايز است؟
امام فرمود:
در موقع ضرورت،مثل چنين حالی، بله.